هر چی علامت می دم متوجه نمی شی!
یواش یواش داری مجبورم می کنی از دلت برم بیرون.!!!
مگه سر راه ایستادم؟؟
خوب یه بوقی٬چراغی٬چیزی.....
خودم می رم کنار.
دل من سردتر!!!
همین حالا به تو نیازمندم.
((دروغ نگویید٬گر چه مصلحتی باشد))
اگه خوردی زمین٬خدا نکرده یه جای بدنت زخم شد٬خیلی زود ضدعفونیش کن.
روی تمام زخمهات رو بپوشون.نکنه عشق یه راهی پیدا کنه و فرار کنه!!!
اصلا تو می دونی علاقه چیه؟ که حالا شدید هم باشه.!
از این که بگذریم٬مگه تو قلب هم داری؟
-بیایید همه ی انسانها را بدون توجه به اعتقادات٬جنسیت و... دوست بداریم.
-خفه شو.
-اما...
-وجودت خطرناکه!!
-آخه...
-یادت باشه خودت خواستی کشته شی.
اما همین که خواستی جواب دهی٬
نگاه عاقل اندر سفیه به یاریت آمد و مرا چقدر واضح پاسخ داد.
می دانستم.فقط می خواستم.........مطمئن شوم.
-هه...مواظب باش قانون تو رو نپیچونه٬نمی خواد تو قانون رو بپیچونی.
-قانون خشکه قدرت انعطاف نداره٬فکر نکنم بتونه بپیچونه.اونم منو که کلی ورزشکارم و انعطاف پذیر.
همیشه اونی رو که دوستش داری٬دوستت نداره!
و اونی که دوستت داره٬دوستش نداری!!
یه ضرب المثل عجیب تر می گه:
دل به دل راه داره.!!!
به نظر شما کدوم یکی درسته؟
نه اینکه برام ارزشی نداشته باشی٬نمی خوام برام ارزشمند باشی!
نه اینکه ازت بدم بیاد٬می خوام ازت بدم بیاد!!
دلیلش رو نپرس.چون خودمم نمی دونم.!!!!!!!!
زیرا هر وقت می خواهم اسم قشنگت را به زبان بیاورم به سراغم می آید.!
اما وقتی آمدم دلش از گرما نیز شکسته بود.نه تنها دلش بلکه خودش نیز در هم شکسته بود.
اشکهایش از ظلم سخن می گفتند و قطره قطره بر زمین می ر یختند.
خواستم اشکش را پاک کنم اما اشکی دیگر جاری گردید.
دیگر دلم طاقت نیاورد.دست خودم نبود اشکهایم جاری شد وبر دستان آدم برفی ریخت.
وقتی چشمانم را باز کردم آدم برفی از غم اشکهایم مرده بود.
تنها راهی که می توانی زنده بمانی.
حالا یه دنیای بی نظم رو تصور کنید. آزادی تمام.البته به قول شما.
تو دهن هر کی می خوای بزن.هر کی هم خواست تو دهنت می زنه..........
به تو چه؟ ......
آزادیه!!
نظم می خوای چه کار؟
خر تو خر(البته بلا نسبت)بهتره.!!!!!!
همه چیز رو بذار زیر پات.
این طوری فکر کنم قدت هم بلندتر شه!!
پس چرا تموم نمی شه؟؟؟؟؟!!!!!


