تبليغاتX
تردید خاکستری
وقتی از کنارم رد می شی،

 وقتی نگام نمی کنی٬

وقتی چشمام تو چشمات می افته٬

 وقتی حواست هست که من از دور میام٬

وقتی به محض نزدیک شدنم خودتو به اون راه می زنی٬

 وقتی تنهام٬

وقتی کنارم نیستی٬

وقتی دارم خفه می شم٬

وقتی خودکشی می کنم٬

وقتی هنوز زنده ام٬

وقتی می خندم٬

وقتی نگرانم٬

وقتی گوشیت خاموشه٬

وقتی جواب نمی دی٬

 وقتی دوستم نداری٬

وقتی عذرخواهی می کنی٬

وقتی صدات می کنم٬

وقتی خواب می بینم٬

وقتی التماس می کنم٬

وقتی می نویسم٬

وقتی نمی بینم٬

وقتی همه چیزو می دونی٬

وقتی به سادگی دروغ می گی٬

وقتی گول می خورم٬

وقتی تو فکر می رم٬

وقتی نمی دونم کجایی ؟

وقتی حواست به من نیست٬

وقتی زمین می خورم٬

وقتی می میری٬

وقتی گریه می کنم٬

وقتی روزگار دست به کمر می ایسته٬

وقتی قیافه ی ناراحتا رو یه خودش می گیره٬

 وقتی تو گور می لرزی٬

وقتی من میام اونجا٬

وقتی تموم نمی شه٬

وقتی ادامه داره٬

وقتی تا بی نهایت٬

وقتی٬

وقتی٬

 وقتی

...

+ نوشته شده در شنبه 29 تیر1387ساعت 4:14 بعد از ظهر توسط تردید |


حالا دیگرانو گول می زنی یه حرفی،

خودتو دیگه چرا ؟!

+ نوشته شده در چهارشنبه 26 تیر1387ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط تردید |


اومدی پشت در دلم وایسادی.

نگاهی کردم و اهمیت ندادم.

...

خیلی طول کشید.هنوز اونجا بودی !!!

گفتم : چیزی می خوای ؟

خندیدی.

گفتم : بیا تو ، دم در بده .

اومدی و پشت سرت در رو بستی !!

ولی من ...

فقط تعارف کرده بودم !

پ. ن :قالب وبلاگمو به خاطر یکی عوض کردم.

+ نوشته شده در جمعه 21 تیر1387ساعت 12:15 بعد از ظهر توسط تردید |


پ.ن:این بار می خوام پی نوشت رو اول بنویسم. اشکالی داره ؟

من بالاخره اومدم. خیلی تشکر می کنم که با وجود نبودنم شما بودید. نمی دونم چطوری به این همه وبلاگ سر بزنم و نمی دونم چطوری همه ی پستاتونو بخونم.ولی قول می دم که بیامو بخونم اگه دیر شد ببخشید.

اینم پست جدیدم:

بعضی ها خرشون از پل گذشته٬ بعضی ها خرشون داره از پل می گذره. بعضی ها دارن خرشونو راضی می کنن که بره رو پل!! بعضی ها هم اصلا خر ندارن. بعضی ها هم خر دارن ولی نمی دونن پل کدوم طرفیه!!!

+ نوشته شده در شنبه 15 تیر1387ساعت 11:46 قبل از ظهر توسط تردید |