تبليغاتX
تردید خاکستری
لیوان کور است یا من ؟

وقتی می بیند پای من به سمتش در حرکت است چرا خودش را تکان نمی دهد ؟؟

چرا می گذارد پایم به او برخورد کند و به گوشه ای بیفتد و بشکند ؟؟؟

اگر می خواهد خودش را بشکند ، اگر می خواهد خودش را بکشد ، چرا مرا ، این من خسته را واسطه می کند ؟!!

+ نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 10:18 قبل از ظهر توسط تردید |


۱.

نگاهت در حال پشتک وارو زدن در دلم بود که تعادلش را از دست داد !

نگاهت حرفه ای بود ، خوب بلد بود پشتک بزند. تقصیر دلم بود که تکان خورد اما دلم را من تکان ندادم ، پشتک واروی تو لرزاندش. باور کن.

۲.

نگاهت را ورق می زنم. صفحه ی پنجاه و ششش. سعی می کنم بخوانم.

تازه می فهمم چشمانم چقدر ضعیف است !

 

پ.ن : شاید قبل از اینکه نگاهی را تجربه کنی بهتر است مجسمش کنی. درست مثل من...

لطفا اگه کامنت می ذارید راجع به پی نوشت نباشه.

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 مرداد1388ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط تردید |