تبليغاتX
تردید خاکستری
آهن ربا بین دو تا آهن ایستاده بود. یکیشون اعتراض کرد و از آهن ربا خواست بین اونا فاصله نندازه. آهن ربا هم قبول کرد و رفت.

آهن ها به خیال خودشون به هم نزدیک تر شدند ، دیگه هیچی بینشون نبود تا اونا رو از هم دور کنه.

خیلی زمان لازم نبود تا آهن ها بفهمند که دیگه به هم وصل نیستند !

۲ تا آهن با یه آهن ربا به هم وصل می شن.

۲ تا کاغذ با چسب به هم وصل می شن.

۲ تا پارچه با نخ به هم وصل می شن.

۲ تا دل با چی به هم وصل می شن ؟

برای وصل شدن من و تو یه واصل لازمه. بودن یه واصل و موندنش.

دنبالش نگرد ، چون وجود داره ، جاش تو دلته.

صاحب خونه ی دلم ، صاحب خونه ی دلت.

پ. ن : کنار هم بودن با متصل بودن تفاوتش از زمین تا آسمونه. وصل شدن بدون وجود واصل امکان نداره. شاید به نظر بیاد اون واصل باعث افتراق و جدایی شده ولی اونه که باعث اتصال شده و بدون وجودش دو نفر هر چی هم به هم نزدیک باشن به هم وصل نیستند.

+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط تردید |


با شب که خلوت می کنم ، هر دو بیدار می مانیم تا صبح.

اضافه شد : خوندن لینک زیر بد نیست.

http://tamum.blogfa.com/post-57.aspx

+ نوشته شده در شنبه 4 مهر1388ساعت 10:33 قبل از ظهر توسط تردید |